الشيخ أبو الفتوح الرازي

31

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شنبه بس از آن كه ايشان را از آن نهى كردند ( 1 ) في قوله : وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ ( 2 ) ، و آنچه خداى تعالى به جزاى ايشان كرد با ايشان از عقوبت و ايشان را مسخ كردن ( 3 ) با قردة و تغيير خلق ( 4 ) ايشان . و اتّفاق است كه آيات من اوّلها الى آخرها [ خطاب ] ( 5 ) با جهودان عصر رسول است - عليه السّلام - و از اين معنى با ايشان هيچ نرفت و ايشان جز ( 6 ) حكايت اين ( 7 ) نشنيدند كه با پدران ايشان رفت پس خداى تعالى آنچه با پدران كرد به نعمت ( 8 ) فرزندان شمرد و آنچه پدران كردند به تعيير با فرزندان حواله كرد بر عادت عرب و طريقتى معروف كه ايشان را در كلام خود هست ، چنان كه چون دو قبيله را با يكديگر سببى رود ، آنچه پدران كرده باشند از نيك و بد با ميان آرند ( 9 ) ، و گويند نه ما با شما چنين كرديم و شما به جفانه ( 10 ) چنين كردى و ما اين نعمت كرديم و شما آن كرديد و ما از شما چند كس را كشتيم و وقعاتى كه اسلاف ( 11 ) ايشان كرده باشند و احوالى كه بر سر ايشان گذشته باشد با اعقاب حوالت كنند ، و اين معنى در كلام و اشعار ايشان بىاندازه است . پس اين جمله دليل است بر اين ( 12 ) كه اگر چه زكات در نماز جز امير المؤمنين نداد شايد كه اين را به مفاخر فرزندان او كند چه اين فعلى نادره ( 13 ) بود كه پيش از او كس نكرد ( 14 ) و پس از او نيز و همانا شايد تا ( 15 ) قيامت كس را اين اتّفاق نافتند ( 16 ) اگر آن افعال عادتى حق تعالى بر ايشان شمرد اين كه در عادت كم

--> ( 1 ) . مت : نهى كرد . ( 2 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 65 . ( 3 ) . مر : مسخ كرد . ( 4 ) . لب : خلف . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج افزوده شد . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر به . ( 7 ) . وز : آن . ( 8 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر بر . ( 9 ) . آج ، لب : آورند . ( 10 ) . اساس : بحفايه ، با توجه به آج تصحيح شد ، مج ، مت ، وز : به حمايه ، لت : به حنايه ، مر : به جنايه . ( 11 ) . لب : اسلافى . ( 12 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، آف ، لت ، آن ، مر : آن . ( 13 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : نادر . ( 14 ) . لب ، مر : نكرده بود . ( 15 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر دامن . ( 16 ) . مج ، مت ، وز ، مر : نباشد ، آج ، لب : نافتد ، آف ، آن : يافتند ، لت : نبافتند .